سومين جلسه کاردرماني عشقم
ديروز سومين جلسه کاردرماني بود
مثل جلسه قبل خانوم بودي
و مثل هميشه که وقتي با شما تو يه جمع ميرم نظر همه رو جلب ميکني ديروز همه محو خوشگلي و تپلي و نمکي بودنت شدن مادري
همه محو زيبايي هاي تو کوشولو بودن
راستي ديروز يه نفر حرف قشنگي بهم زد که دلمو لرزوند
گفت ممکنه آنيتا تا دوسالگي تاخير جبران پذير داشته باشه اما حرف ها و نگاه هاي ديگران دلت رو به درد بياره
غصه نداره
چون وقتي 3 سالش شد و انگليسي رو فول صحبت کرد
وقتي 5 ساله شد ونقاشي رو بکر به تصوير کشيد
اونموقع چه حالي به تو که مادري و اطرافيان دست ميده
درست هم ميگفت مادري
چون دکتر پيشياره هم ميگفت شما نقاش و سخنران بسيار قهاري ميشي
اين روزا گذراست
هر چند سخت
ديروز هم ماساژت خوب بود هم جسمي ت
چون کلي تو اتاق ماساژ خنديدي
يه کم نق رو داشتي اما خوب بود و مادر راضي بود
اقاي سليماني ديروز حرکاتي که با تو ميکرد خيلي برام جالب بود
چون شما کاملا حرکات رو ميومدي
خدايا ممنونم ازت
واقعا شکر بايد کرد
چون بچه هايي اونجا ميان که شديدا مشکل دارن و با کاري که درمانگرا دارن انجام ميدن به حدي خوب ميشن
کارشون واقعا قابل تحسين هست
همشون تو کلينيک رشد دلسوز هستن و با کيفيت کار ميکنن
با اينکه بچه ها گريه ميکنن
با اينکه خيلي از بچه ها مشکلات جدي دارند و به سختي بايد باهاشون کار کرد
خدا خير بده اون جمله اي که اينجا شديدا کاربرد داره
بله ماماني
خدا خيرشون بده
اينم عکس از جلسه اي که باآقاي سليماني داشتي

بعدشم با هم ديگه رفتيم فروشگاه بهارک و شما کلي منو اذيت کردي ؛انگار دندون درد و گرسنگي ييييــــــــــهو اومد سراغ دخملي و مادري هم سريغ خريد کرد
باباجوني هم که اومد با هم رفتيم پارک و ماماني هم يک ساعتي با دوستش رفت پياده روي
ديروز هم گذشت...
شايد سال ديگه اين موقع نخوام اين خاطرات دوباره ياداوري بشه....
خــــــــــــــدا رو شکر که اين روزها داره به خوبي ميگذره....


سومين جلسه کاردرماني عشقم 